تاثیر شاغل بودن مادر بر روی فرزند

به طور کلی، تحقیقات نشان می دهد، شاغل بودن مادر بر روی فرزند تاثیر می گذارد.  اشتغال مادران تأثیر کمی بر رفتار و پیشرفت تحصیلی کودک در کوتاه مدت دارد و ممکن است منافع طولانی مدت داشته باشد.

بیشتر مادران آمریکایی در خارج از خانه کار می کنند. طبق وزارت کار ایالات متحده، تقریبا 70 درصد از زنان با کودکان زیر 18 سال در سال 2015 جز نیروی کار بودند.

در دهه های اخیر، وقتی مادران بیشتری موقعیت های شغلی خوبی را دریافت می کنند، خانواده ها، سیاست گذاران و دانشمندان، نگران این هستند که این روند چگونه ممکن است روی کودکان تأثیر بگذارد، به ویژه در سال های اولیه زندگی آنها. بسیاری از زنان، به ویژه والدین مجرد، باید کار کنند زیرا یا نمی توانند برای تربیت فرزندان خود در خانه بمانند یا سازمان های دولتی که برای کمک به آنها اعتماد می کنند، هزینه ها را تامین نمی کنند.

کار برای بسیاری از خانم ها نیز انتخاب است. در حالی که زنان بیشتری در ایالات متحده مدارج دانشگاهی را پشت سر می گذارند – درصد زیادی از زنانی که بین سال های 1967 و 2015 مدرک لیسانس گرفتند، بسیاری ترجیح داده اند که بچه های خود را در حالی که به دنبال درآمد و سایر مشاغل حرفه ای هستند، با یک عضو خانواده یا گذاشتن در مهد کودک، ترک کنند.

  • آیا این روند خوب است یا بد؟ 
  • آیا بچه هایی که مادران شاغل دارند با بچه هایی که مادرانشان بیکار است، متفاوت هستند؟ 
  • آیا آنها مشکلات رفتاری کم و بیش دارند؟ 
  • آیا مهارت های آکادمیک آنها قوی تر است یا ضعیف تر؟

بیایید بررسی کنیم که تحقیقات چه می گوید.

خبر خوب : به طور کلی، به نظر می رسد اشتغال مادران تأثیر محدودی بر رفتار و پیشرفت تحصیلی کودکان در کوتاه مدت دارد. و به نظر می رسد در دراز مدت مزایایی وجود دارد. مطالعه منتشر شده در سال 2018 نشان می دهد دختران بزرگ شده توسط مادران شاغل بیشتر در بزرگسالی استخدام می شوند و درآمد بالاتری دارند.

در زیر، نمونه ای از تحقیقات دانشگاهی منتشر شده در مورد این موضوع در سال های اخیر را جمع آوری شده است.

آیا مادران شاغل وقت کمتری با فرزندان خود می گذرانند؟ و اگر چنین باشد، آیا این به رشد شناختی کودکان آسیب می رساند؟ 

طبق تحقیقات، مادرانی که تمام وقت کار می کنند زمان کمتری را با فرزندان خود می گذرانند، اما آنها تمایل دارند که مقدار زمان بیشتری را برای زمان با کیفیت بهتر عوض کنند. به طور متوسط​​، كار مادران تأثیری در زمان در فعالیت هایی ندارد كه روی رشد كودكان تأثیر مثبت می گذارد، اما باعث كاهش زمان در فعالیت هایی می شود كه برای رشد كودكان مضر باشد. هر هفته، کودکانی که مادرانشان به طور تمام وقت کار می کنند، 3.2 ساعت کمتر به “فعالیت های غیر ساختاری” می پردازند – فعالیت هایی که نیازی نیست فرزندان و والدین به طور فعال درگیر شوند و با یکدیگر صحبت کنند – در مقایسه با کودکانی که مادرانشان بیکار است.

محققان همچنین دریافتند كه كودكانی كه مادران تحصیل كرده دانشگاه دارند وقت بیشتری را صرف فعالیت های آموزشی و همچنین فعالیت های “ساختار یافته” می كنند، كه این امر نیاز دارد كه به طور فعال با والدین خود درگیر شوند. 

به عنوان مثال، مادران تحصیل کرده دانشگاه و شریک زندگی آنها به ترتیب 4.9 ساعت و 2.5 ساعت در هفته را با فرزندان خود درگیر فعالیت های آموزشی هستند. برای مقایسه، مادران با مدرک تحصیلی کمتر از دبیرستان و شریک زندگی آنها به ترتیب فقط 3.3 ساعت و 1.7 ساعت در هفته را در فعالیت های آموزشی می کنند.

تاثیر شاغل بودن مادر بر روی فرزند

تاثیرات مثبت شاغل بودن مادر بر روی فرزند

به طور کلی، اشتغال مادران به نظر می رسد تأثیر مثبتی بر رشد شناختی کودکان دارد. هنگام مقایسه تأثیر اشتغال مادران بر نتایج کودک، بین مادران خانه نشین و مادرانی که تمام وقت کار می کنند،  می بینیم که کاهش در زمان غیر ساختاری ناشی از اشتغال تمام وقت به معنای بهبود رشد شناختی کودکان است. محققان می گویند، برای کودکان زیر 6 سال، این پیشرفت بیشتر است.

محققان داده های دو نظرسنجی را که در 29 کشور انجام شده است، مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند تا بررسی کنند که چگونه زنان و مردان تحت تأثیر وضعیت کار مادر خود قرار گرفته اند. نکته اصلی : دختران بزرگ شده توسط مادران شاغل بیشتر در بزرگسالی شغل دارند – و کسانی که شغل دارند بیشتر بر دیگران نظارت می کنند، ساعات بیشتری کار می کنند و درآمد بیشتری دارند.

بر اساس این مطالعه، به نظر نمی رسد ارتباطی بین اشتغال مادران و اشتغال پسران وجود داشته باشد. با این حال، مردانی که مادران آنها در حالی که بزرگ می شدند کار می کردند هر هفته حدود 50 دقیقه بیشتر مراقبت از اعضای خانواده خود را نسبت به مردانی که مادران آنها کار نمی کنند، صرف می کنند.

این نتایج، حداقل تا حدی به دلیل انتقال مادران شاغل از نگرش های برابری جنسیتی و مهارت های زندگی برای مدیریت همزمان شغل و مسئولیت های خانه است. طبقه اجتماعی از خانواده دارای اهمیت است : احتمال اشتغال زنان با اشتغال مادران در طیف اجتماعی – اقتصادی افزایش می یابد، اما درآمد و مسئولیت نظارت بیشتر مربوط به زنانی است که با مادران دارای تحصیلات بیشتر و مشاغل مهارت بالاتر پرورش می یابند. 

محققان دریافتند که افزایش “شدت کار” مادر – به عنوان مثال، هنگامی که وضعیت مادر از بیکاری به کار تغییر می کند یا از کار پاره وقت به کار تمام وقت تغییر می کند – احتمال اضافه وزن یا چاقی فرزندش را افزایش می دهد.

کودکانی که مادرانشان در طول چند سال اول زندگی برنامه های کاری خود را افزایش داده اند، احتمالاً دچار مشکل وزن می شوند. نویسندگان می گویند : “كودكان مادرانی كه در سال های پیش دبستانی كودكان وضعیت شغلی خود را افزایش داده اند بیش از 2.6 برابر احتمال اضافه وزن / چاقی در 7 تا 11 سالگی در مقایسه با فرزندان مادران غیر شاغل داشتند.” آنها همچنین می نویسند که نتایج آنها “نشان می دهد که تغییر برنامه های کاری و افزایش ساعات کار با گذشت زمان ممکن است در محیط خانواده و وزن کودک بیشتر از حفظ سطح ثابت شغل در طول زمان مختل شود (خواه این کار اصلاً کار نکند یا تمام وقت کار کند). “

محققان خاطرنشان کردند که در نمونه 602 کودک آنها، داشتن روال خانوادگی ثابت مانند زمان وعده های غذایی و زمان خواب با کاهش 61 درصدی احتمال اضافه وزن یا چاقی همراه است. آنها همچنین یادآور می شوند که جوانانی که والدین آنها با هم زندگی می کنند، خواه متأهل باشند یا نباشند، احتمال داشتن اضافه وزن یا چاقی کمتر از کودکانی است که با مادران تنها زندگی می کنند.

یک یافته کلیدی : کودکان دانمارکی که مادران آنها در دوران کودکی خود کار می کردند، در سن 15 سالگی میانگین نمره بالاتری نسبت به کودکانی داشتند که مادران آنها کار نمی کردند. و كودكانی كه مادران آنها بین 10 تا 19 ساعت در هفته كار می كنند، نمرات بهتری نسبت به كودكانی كه مادرانشان تمام وقت یا فقط چند ساعت در هفته كار می كنند داشتند. طبق نتایج تحقیقات، “فرزند زنی که هفته ای بین 10 تا 19 ساعت کار می کرد در حالی که فرزندش زیر چهار سال بود پیش بینی می شود معدل معادل 2.6 درصد بالاتر از فرزند مشابه دیگری داشته باشد که مادرش اصلاً کار نکرده است.”

محققان می گویند مقاله آنها شواهدی از رابطه علیتی بین ساعت کار مادر و معدل نوجوانان دانمارکی را ارائه می دهد.

به طور کلی، تجزیه و تحلیل نشان می دهد که اشتغال زودرس مادران معمولاً با عملکرد تحصیلی پایین یا مشکلات رفتاری همراه نیست.

با این حال، در مقایسه انواع مختلف خانواده ها، تجزیه و تحلیل تفاوت هایی یافت. سه محقق، توضیح دادند که اشتغال اولیه مادران با “نتایج مثبت (به عنوان مثال، افزایش موفقیت و کاهش مشکلات رفتاری) برای اکثریت نمونه های یک والد” همراه بود. اشتغال اولیه مادران با موفقیت کمتر در خانواده های دو والد همراه بود و مشکلات رفتاری در بین نمونه های مطالعه متشکل از ترکیبی از خانواده های یک و دو والد افزایش یافته است.

محققان این توضیح را ارائه می دهند: “نتایج این متاآنالیز نشان می دهد که اشتغال زودرس مادران در خانواده های تنها تأمین کننده، ممکن است موفقیت کودکان را تقویت کند و در برابر رفتار های مشکوک محافظت کند، شاید به دلیل امنیت مالی و مزایای سلامتی همراه با اشتغال، به عنوان مثال بهبود غذا، لباس و سرپناه به دلیل افزایش درآمد و اهمیت روانی داشتن الگویی برای موفقیت و رفتار مسئولانه. در مقابل، اگر افزایش درآمد خانواده چالش های ناشی از اشتغال مادران در سال های اولیه زندگی کودکان را جبران نکند، ممکن است اشتغال زودرس مادران برای رفتار کودکان مضر باشد. “

بر اساس درآمد خانوار نیز اختلافاتی وجود داشت. محققان برای خانواده هایی که کمک هزینه دریافت می کنند، رابطه ای بین اشتغال مادران و افزایش پیشرفت دانش آموزان پیدا کردند. برای خانواده های طبقه متوسط ​​و بالا، اشتغال مادران با موفقیت کمتری همراه بود.

تاثیرات منفی شاغل بودن مادر بر روی فرزند

محققان خاطرنشان کردند که آنها سعی کردند ارزیابی کنند که کیفیت مراقبت از کودک چگونه ممکن است بر این نتایج تأثیر بگذارد. اما مطالعات کافی برای تجزیه و تحلیل دقیق وجود نداشت.

کودکان با چندین اثر شناختی و رفتاری روبرو هستند که نتیجه اشتغال مادران در طی سال های اولیه رشد است. 

در طول تاریخ، زنان از نظر جسمی و فکری به عنوان جنس ضعیف در نظر گرفته شده اند. در نتیجه، نقش زنان متمرکز در امور خانه و تربیت فرزندان بود. با گذشت زمان زنان به تدریج وارد نیروی کار شده و به طور افزاینده ای مقام های معتبری را کسب کردند. با وجود تعداد بیشتری از زنان در حال حاضر در نیروی کار، تعداد فرزندان کمتری توسط مادران خانه نشین تربیت می شوند و تعداد بیشتری از آنها ساعات طولانی را در مراکز نگهداری از کودکان می گذرانند. این مطالعه اکتشافی، تأثیرات شناختی و رفتاری بر روی کودکان، که ناشی از داشتن مادران در نیروی کار در سال های اولیه رشد کودکان است، تجزیه و تحلیل کرد.

هفتاد و یک درصد مادران آمریکایی با فرزندان زیر هجده سال در نیروی کار قرار دارند، به این معنی که آنها یا شاغل هستند یا در جستجوی کار هستند. نه تنها مادران بیش از هر زمان دیگری وارد نیروی کار می شوند، بلکه مادران ساعات بیشتری را نیز مشغول کار هستند. ساعات بیشتر صرف شغل به معنای ساعات کمتری است که با کودکان می گذرانید. این ممکن است منجر به چندین پیامد شناختی و رفتاری برای کودکان شود.

كودكانی كه مادران شاغل دارند معمولاً تحت مراقبت های دیگران قرار می گیرند كه نتیجه آن این است كه كمتر مورد توجه و آموزش قرار می گیرند. این ممکن است در اواخر کودکی اثرات شناختی قابل توجهی داشته باشد. اثرات رفتاری نیز ممکن است به وجود آید. یک مطالعه طولی که در سال 2001 انجام شد، تفاوت های شناختی قابل توجهی را بین کودکانی که مادر شاغل داشتند و کودکانی که مادران خانه نشین داشتند، نشان داد. این مطالعه تأثیر اشتغال مادر در اوایل زندگی کودک بر نتایج رفتاری و شناختی کودک در دوران دبستان را بررسی کرد. محققان دریافتند که اشتغال مادران در اولین سال زندگی کودک تأثیر منفی بر نتایج شناختی کودک در سه یا چهار سالگی داشت.

تاثیر شاغل بودن مادر بر روی فرزند

این تأثیرات شناختی هنوز در سن هفت یا هشت سالگی قابل مشاهده است. جالب اینجاست که به نظر نمی رسد مدت زمانی که مادران کار می کنند بر نتایج شناختی تأثیر بگذارد، زیرا در کودکان مادرانی که به صورت نیمه وقت کار می کنند هیچ تفاوتی در مقایسه با مادرانی که تمام وقت کار می کنند، مشاهده نشده است. محققان همچنین ارتباط بین مادران شاغل در اولین سال زندگی کودک و مشکلات رفتاری توسط کودک بعد از کودکی را پیدا کردند.

مادرانی که وارد نیروی کار می شوند نیز ممکن است تأثیر مثبتی بر روی کودکان داشته باشند. خانواده های با درآمد دو برابر قادر به تأمین هزینه های بیشتر فرزندان خود هستند. با افزایش فرصت های مالی، افزایش مراقبت های بهداشتی، تغذیه و فرصت های آموزشی به وجود می آید. محققان دریافتند که مادران بسیاری از اثرات مثبت کار را گزارش می کنند. گروهی از محققان در دانشگاه South Bank به بررسی تاثیر مثبت اشتغال زنان پرداختند.

مادران شاغل در این تحقیق احساس می کردند که با تأمین مالی به تأمین نیاز های خانواده خود کمک می کنند، اما روابط خانوادگی آنها به دلیل اشتغال آنها آسیب دیده است. بسیاری از مادران شاغل نیز احساس می کردند که الگوی خوبی برای فرزندان خود هستند. علاوه بر این، آنها احساس می کردند که زمانی را که می توانند با فرزندانشان بگذرانند، بسیار ارزشمند هستند. مادران به محققان اطلاع دادند که بعضی اوقات کار بر فرزندان آنها تأثیر منفی می گذارد؛ زیرا مادران پس از کار بعضی اوقات خیلی خسته بودند و نمی توانستند به اندازه دلخواه کودکان با کودکان ارتباط برقرار کنند. همچنین، کار گاهی اوقات مانع تکمیل فعالیت هایی با کودکانی می شود که مادران و کودکان دوست دارند انجام دهند.

تصمیم برای تبدیل شدن به یک مادر شاغل یا ماندن در خانه یک تصمیم مهم است. محققان دریافتند که، خانه داران احساس می کنند مادر بودن مهم ترین نقش زندگی آنها است. در مقابل، مادران شاغل احساس می کردند که شغل اصلی ترین نقش آنها است و خانواده قسمت دیگری از زندگی آنها است که به معنادارتر شدن زندگی کمک می کند.

صرف نظر از ساعت کار، فرزندان مادرانی که کار می کنند نسبت به مادرانی که مادرانشان در خارج از خانه کار نمی کنند، نظم و انضباط کمتری از مادران خود گزارش می دهند. کسانی که مادران شاغل دارند نیز کمتر از کسانی که مادرانشان کار نکرده اند از حمایت و تعرضات کلامی بیشتری برخوردار بوده اند.

علاوه بر تفاوت در نظم و حمایت از کودکان، اشتغال مادران ممکن است بر عملکرد مدرسه نیز تأثیر بگذارد. یک مطالعه توسط Gennetian ، Lopoo و London (2008) از آمار جمع آوری شده در یک نظرسنجی از مادران شهری برای ارزیابی نحوه کار مادران بر عملکرد مدرسه نوجوانان و مشارکت در فعالیت های مربوط به مدرسه استفاده کرده است. آنها دریافتند که کودکان مادران خانه نشین بیشتر از حد متوسط ​​عملکردی در مدرسه دارند. کودکان مادران شاغل در مدرسه عملکرد ضعیفی ندارند اما عملکرد آنها بالاتر از حد متوسط ​​است. همچنین کودکان سایر افراد شاغل نسبت به مادران غیر شاغل بیشتر احتمال دارد که از مدرسه بگذرند.

منابع: journalistsresource

‫0/5 (0 امتیاز )

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *